وبلاگ نویسی در بلاگفا

خانه نشینی و بیکاری مرتبط با سرما موجب شد، محیط وبلاگم را عوض کنم از این رو به بلاگفا کوچ کردم که جدای از تنوع فکر می کنم دسترسی و نوشتن در آن راحتتر است البته اگر بنویسم !چون خوب  گفته اند که :

                                    دزد اگر دزد باشه تاریکی شب مهیا است .

آدرس جدیددر بلاگفا http://densan.blogfa.com  که کوتاه شده ی در امتداد انسان هست .

آدرس قبلی در پرشین بلاگ :

http://daremtedadensan.persianblog.ir

دوستانی که لطف داشته اند و به من لینک داده اند لطفا تغییرات را جایگزین کنند

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

               برف

 

صبحی زود،

 سپیدی خوابم را به کوچه  می برم ،با دلی بی آشوب

می سپارمش به سینه برف

می دانم :

جنگ  شب را با  برف،

و می بینم:

تمام ناکامی تاریکی را،

گامهایم بکارت برف را می شکند در شنیداری تلخ و شیرین!

تن برف می شکست و خواب من می پرید

کاش!

 گامها می شکست و تن برف نه !

کاش!

 برف را بخواب سپرده بودم .

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

در این گیر و دار خفقان روزانه ،این مطلب طنز هم می تونه یه تنوع باشه.

مطلب برداشته شده از  ایمیل یه دوست هست، متاسفانه منبع مطلب برام مشخص نیست و گرنه ذکر آن لازم بود .

کی  به چی شبيهه؟

با توجه به اينکه هر چيزی به يک چيز ديگر شبيه است، برخی موارد شباهت به عرض می رسد، ضمنا مطلب مربوط به تحريم انتخابات فردا روی سايت می آيد. به قول اسکارلت اوهارا، فردا......

ـ خاتمی شبيه مجسمه داوود ميکل آنژ می مونه: خوشگله، صداش در نمی آد، از جاش تکون نمی خوره
ـ این یکی هم باید خود سانسوری کنیم  برداشت آزاد . !!
ـ هاشمی رفسنجانی مثل چرخ زاپاس پنچر می مونه: تازه وقتی مشکلی پيش می آد معلوم می شه که به هيچ دردی نمی خوره.
ـ مصباح يزدی مثل تيغ موکت بری می مونه: تا می خوای ازش استفاده کنی چند نفر زخمی می شن.
ـ قاضی مرتضوی مثل کامپيوتر می مونه: بدون هيچ منطقی هر کاری ازش بخوان انجام می ده. هيچ سووالی هم نمی کنه.
ـ هاشمی شاهرودی مثل تابلو موناليزا می مونه: يه تابلو که معلوم نيست می خنده يا گريه می کنه. و معلوم نيست چرا اين قدر معروفه.
ـ مهدی کروبی مثل نوزاد زير چهل روز می مونه: هر روز يه شکله، يه روز شبيه باباش، يه روز شبيه مامانش، يه روز هم شبيه آقای همسايه.
ـ عباس عبدی مثل بچه کوچيک خونه می مونه: هر کی رد می شه يکی می زنه تو سرش.
ـ فائزه هاشمی مثل موبايل های ايران می مونه: اولش خيلی مورد توجه قرار گرفت، بعد دائم اشغال بود، بعد خطش قطع شد و حالا مشترک مورد نظر در دسترس نيست.
ـ مصطفی تاج زاده مثل گريپ فروت می مونه: پوست کلفت، ترش، پر از ويتامين های مفيد و برای کاهش فشار(خون) بسيار مفيد.
ـ محمد علي ابطحی مثل پيکان می مونه: تو جاده های ايران خيلی خوب کار می کنه.
ـ فريبرز رئيس دانا مثل کراوات می مونه: آدم بدون دليل فکر می کنه که موضوع مهمی مطرح هست.
ـشيرين عبادی مثل سيندرلا می مونه: هميشه زير فشار بوده، يه شب می شه چهره مورد توجه و بعد،... بقيه داستان معلوم نيست.
ـ سيامک پورزند مثل نوارهای موسيقي جواد يساری می مونه: غم انگيز، قديمی، قابل استفاده در داخل و خارج و گاهی جالب.
ـ اکبر گنجی مثل رفراندوم می مونه: آدم اميدوار هست که اتفاق بيفته، ولی هزار تا مانع جلوش هست.
ـ احمد باطبی مثل فلسفه می مونه: همه در موردش حرف می زنن، ولی کسی در موردش اطلاعات دقيقی نداره و نمی دونه منظور ديگران چی هست.
ـرضا پهلوی مثل مسيح می مونه: تيپ مناسبش مربوط به وقتی هست که بالای صليب بوده و آدم هر چی فکر می کنه می بينه مادرش از خودش خيلی بهتره.
ـ ابوالحسن بنی صدر: مثل يک تصادف قديمی می مونه، آدم هر چی فکر می کنه يادش نمی آد چطور شد چنين فاجعه ای اتفاق افتاد.
ـ عليرضا نوری زاده مثل خدا می مونه: آدم می دونه حرف حسابش چيه ولی کسی حرفشو قبول نداره.

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ دی ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

برای سعید حبیبی و تمامی با شرفان در بند

و امشب ،

از ماهتاب هم خبری نیست،

 سایه و جاده هردو گم شده اند؛

 سایه در جاده و جاده در شب،

 من می روم ، در امتداد هیچ ،

زلال اشک هم ،ظلام شب را نمی شکند

۸۶/۱۰/۸

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ دی ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

پشمینه پوش تند خو از عشق نشنیده است بو

                                    از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند

                                                                                             حافظ

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

آویز دامان ماه

درتمام عبورم از ماهتاب ،
سایه ی شب با من بود،
تراکم شب را می شکستم،بی تاب تر از ماهتاب !

تاول ماهتاب بر تن ام،

در شبی همچون شب، پر از سایه

در گریز از سایه و شب ،
از سایه می نالم،
و شاکی شب می مانم،
آویز دامان ماه ،تا کی ؟

اما می مانم !

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

نباید  لبه ی دیگر  انبر سرکوب باشیم

اشاره ایی به بر خورد با فعالین دانشجویی چپ

باز داشت بی سابقه دانشجویان وفعالین چپ (حدود سی نفر در طی دو روز) در هفته گذشته خبر مهمی بود که هیچگاه متناسب با موضوع باز تاب نیافت  .

؟!

 ابتدا باور بر این بود که سیستم امنیتی در عملی پیشگیرانه خواسته است، مانع بر گزاری مراسمی شود که دانشجویان چپ آنرا ؛چند روز قبل اعلان عمومی  کرده بودند .برنامه ایی  که قرار بود؛ به مناسبت بزرگداشت شانزده آذر و بخاطر تقارن با جمعه روز سیزده هم  در دانشکده ی فنی دانشگاه تهران  برگزار شود، اما متمرکز نبودن بازداشتها در تهران و تداوم آن در چند شهرستان  مسئله را فراتر از جلو گیری از بر گزاری یک  مراسم  قرار داد، اگر این دانشجویان را جدای از جریان فکری شان قرار می دادیم با توجه به در پیش بودن سالروز 16 آذر قطعا انتظار بازتاب وسیع خبری و واکنش های مختلف را داشتیم اما مرور اخبارکم و گاه هیچ  رسانه ها و مواضع افراد مختلف و گروهها در یک هفته گذشته جالب توجه بود، بطوریکه ؛می توان مبسوط در باره آن گفت و شنید .

 بهر حال آنچه قطعی و غیر قابل خدشه است چارچوب فکری افراد و گرو ها و تشکل های مختلف فعال در جامعه است و بر اساس احترام به بافت ذهنی افراد که عملکرد آنها را شکل می دهد نمی توان به زور کسی به موضعی وا داشت و یا از موضعی باز داشت ،از این نظر نمی توان مجادله ایی را به پا کرد و ایرادی تراشید   ولی  آنچه سوال می آفریند تناقض بین عمل و ادعا است وشاید تنها این است که مجوز به چالش کشیدن بعضی افراد و گرو هها و رسانه ها را به منتقد ومخاطب می دهد .

 چپ دانشجویی بعنوان حامل اندیشه و مشی سیاسی خاص در چند سال اخیر بروزی  دوباره یافته است ،  از این جهت ؛دوباره ،که بعد از تحولات دهه شصت بیشترین سرکوب دگر اندیشان و اعمال محدودیتها  به نحوی در ارتباط با این مشی فکری بوده است  و اینمی تواند  دلیل کافی برای حاکم شدن  رخوت بر این جریان بوده باشد،‌بحثی  که شرحی مفصل و جدا گانه می طلبد.

 اگر یکی به میخ و و یکی به  نعل زدن فرض نشود انتقادات جدی هم به عملکرد این دوستان وارد است که بیشتر این انتقاد ها به ایجاد دو قطبی چپ و لیبرال و دامن زدن به آن در دانشگاههای تهران بر می گردد که حتی با در نظر گرفتن اختلافات ماهوی در زمانی مناسب علنی نشد که آنهم بحث این مقال نیست .

بهر حال اینان وجود دارند ،چه کسانی اندیشه ی چپ را زوال یافته بدانند و چه کسانی با سکوت در مقابل سر کوب ایشان  به گمان خود به زوال آن کمک کنند.

چپ چه در داخل و چه در خارج از کشور رسانه آنچنان و فرا گیر ندارد و صاحبان رسانه هم در دودلی و تردید بین شعار و سکوت ، سکوت را اختیار کرده اند و بعضی هم همچون هفته نامه شهروند خطر را جدی تر از این دانسته که به سکوت از سر بگذراند تا آنجا که برادران راست مذهبی را را به کمک طلبیده است و انذارشان داده است که خطر  را جدی بگیرند (سرفصل دادن آقای قوچانی در شماره نوزده هم این هفته نامه بارزترین شکل این انذار بوده است هر چند در هر شماره حال اگر به بهانه موضوعی ادبی مثلا نقد کانون نویسندگان ایران هم بوده باشد  لیفی بر تن نحیف چپ کشیده شده است   )چنین متشبث شدن به  رسانه، در نبردی یک جانبه، نه نشانی از حرفه ایی گری ژور نالیستی ،که منادی هراس افکنی  ناشیانه شدن است و اولویت را به عمد یا از روی نادانی گم کردن.

امروز و با مرور بر این مشی که نمونه ایی ازآن ذکر شد خواه نا خواه ، سکوت ده روزاخیر حتی اگر نخواهیم ، تحلیلی جهت دار می شود؛ این هیستری از چپ که به اشکال مختلف بروز یافته است  ذهنیتی را ایجاد کرده و حساسیتی دو چندان آفریده که؛ آیا مدعیان حقوق شهروندی ، آزادی بیان و لیبرالیسم از نوع ناب آن در چنین موقعیتی که بو جود آمده و تحمیل شده،   عملی متناسب با این نقض حقوق، پیش رو قرار خود و مخاطبانشان قرار می دهند؟

سکوت کامل و نشر اخباری کم رنگ از این بر خورد ها از جانب رسانه های مدعی ترویج دموکراسی و حقوق بشر خارجی ،همچون :بی بی سی  تا رسانه های نصفه نیمه ی عالم مجازی و  واقعی داخلی نشانی از خوشبینی در بطن خود نداشت و شاید هم  تاییدی بر این بر خورد ها به حساب آمد!!

در یک هفته گذشته شاهد برخی واکنشها بودیم مثلا ؛ دانشجوین لیبرال کاری ارزنده کردند و به فاصله کمی بعد از بازداشتها  بیانیه ی مبسوطی دادند و حتی تنی چند از این دوستان  در وبلاگ هایشان نوشتند که در جای خود کاری ارزشمند  بود ،کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت هم بیانیه داد و  روابط عمومی دفتر تحکیم هم در موضعی کوتاه بازداشت دبیر اسبق تشکیلات  این اتحادیه(سعید حبیبی ) و تعدادی از دانشجویان چپ گرا را محکوم کرد و خواستار آزادی آنها شد که می توان به آن اضافه کرد اشاراتی که در تجمع روز یکشنبه دفتر تحکیم وحدت به این موضوع شدو نیز بیانیه انجممن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک .

 تمام واکنشهای رسمی و غیر رسمی در این چند روز به این ختم شد و این در برابر حجم بر خورد انجام گرفته شاید اصلا به چشم نیامد از این رو این پیام خوبی برای مبارزان و کوشندگان اجتماعی و سیاسی داخل نبود . 

سکوت علامت رضا است ،حتی اگر ما قبول نداشته باشیم و این بر داشت ما مهم نیست قطعا سیسمی که می برد و می دوزد از سکوت جزاین را برداشت نمی کند و یا دست کم  فرض را بر این استوار می بیند و باز بگویم حتی اگر در ذهن ما اینگونه نباشد . 

آنچه اهمیت دارد اینکه در این میان انتظاری از احزابی همچون موتلفه و جامعه روحانیت مبارز و... نیست و قطعا مخاطب ما هم  فر اتر از این بانیان غیر مستقیم برخوردها، می باشد اینجا اشاره به فعالین و گرو ههایی هستند که خود کم و بیش زخم چنین برخورد هایی را بر تن دارند پس مسلم است ؛هر گونه سکوت در برابر هر شکل از  سرکوب در هر صنفی با هر تفکری تبدیل شدن به لبه ی دیگر انبری است که هوشمندانه  صدا های منتقد را بر نمی تابد وصاحب چنین سکوتی شدن با هر تحلیلی ودر چنین موقعیتی قرار گرفتن هیچ افتخاری را نمی آفریند تا بواسطه ی آن سر ی بالا بگیرد .

 

 

 

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

کلامی با دوستانم در  سازمان ادوار تحکیم وحدت

 در جامعه ی ایرانی، شکل گیری و قوام یک تشکیلات کاری بس سخت و حوصله بر است . فهم و دریافت نادرست بدنه جامعه از کار و فعالیت سیاسی در چار چوب تشکیلات تعریف شده و نیز حساسیت حاکمیت به شکل گیری هر گونه جمعی بطور عام و قوام یافتن تشکل و تشکیلاتی، بطور خاص بعنوان یک خطر ،موجب نفس گیر شدن فعالیت در این عرصه برای کوشندگان این راه شده است .

همه کم و بیش آگاهیم در جامعه ما تشکل های مدنی که ارتباط مستقیم با حوزه ی سیاست و قدرت ندارند به سختی تحمل می شوند ،پس توضیح واضحیات است که متشکل شدن افراد با دید گاههای خاص سیاسی آنهم از نوع منتقدانه آن جهدی بزرگ و پوستی ضمخت می طلبد تا یارای ماندن در این عرصه فراهم گردد. عرصه ایی که هر آن حضور در آن می تواند مشکلی تازه بیا فریند ؛ تا حدی که بواسطه ی این، خیلی از حقوق مسلم اجتماعی  افراد هم مورد تهدید و تعرض صاحبان قدرت قرار می گیرد.

سازمان ادوار تحکیم وحدت جزء تشکیلات سیاسی نوپا در ایران محسوب می شود که علیرغم جوان بودن تشکیلات، خیلی زود در عرصه ی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی رشد کرد، رشدی سنجیده ، که البته دلایلی سنجیده تر داشت :

 - اکثر اعضاء این سازمان از فعالین دانشجویی در دانشگاههای مختلف در دور ه های زمانی مختلف بوده اند وتجربه ی مشق کار سیاسی را کم و بیش با خود همراه داشته اند که این خود پتانسیل منحصر بفرد و بزرگی را برای سازمان آفریده است .

- کار بس ارزشمند دیگر سازمان در این سالها ،ارتباط و تعامل با فعالین اجتماعی و صنفی بود ه است که ارتباط مستمر با فعالین و تشکل های دانشجویی ،زنان ،کارگری و فرهنگیان، از آنجمله بوده است؛ امری که قبل از این کمتر در دستور کار احزاب و گرو ههای سیاسی قرار گرفته بود.

ـ دانش آموختگی اعضا ءآن در رشته های مختلف دانشگاهی هم پتانسیل دیگر این سازمان بوده که به رشد آن کمک شایانی کرده است و بر ارتباط با صنوف مختلف جامعه افزوده است .

از دید فعالین سیاسی با وجود محدودیت های بسیار در قبال این تشکل ،سازمان عملکرد قابل قبول و رو به جلویی داشته است و شاید برخورد های غیر قانونی و غیر حقوقی سیستم اطلاعاتی _امنیتی و دستگاه قضایی هم تاییدی بر تو فیق سازمان در ایجاد تجربه ایی موفق و تازه در عرصه فعالیتهی اجتماعی باشد چنانکه؛ تداوم پلمپ دفتر مرکزی سازمان بی هیچ توجیه حقوقی و قانونی بارزترین شکل از این نوع برخورد بوده است

 از شاخصه های دیگر سازمان توافق اعضاء آن بر اهدافی است که اشتراک نظر وسیعی را بدنبال داشته است واین موجب کاسته شدن هر چه بیشتر اختلافات دید گاهی در درون سازمان شده است رویکردی که سازمان را به مخاطب طیف وسیعی از کنشگران اجتماعی تبدیل کرده است از میان این اهداف می توان به تاکید و حرکت سازمان بر مدار حقوق بشر و دموکراسی خواهی اشاره کرد اهدافی که معطوف به کرامت و شانیت انسان ، فارغ از معیار های کاذب برتری مرسوم بوده ( بها ء دادن به این معیارهای کاذب برای تقسیم بندی انسانها  بعد از انقلاب  توسط حکومت تقو یت شده است )و از این رو همواره قابل تاکیدخواهد بود ،. این رویه عمل سازمان نیز به ندرت در ساختار احزاب و گرو ههای سیاسی فعال در جامعه سابقه داشته است.

 با این توصیف از سازمان، میشود فهمید که حفظ چنین جایگاهی نه تنها برای خود اعضاء سازمان برای فعالین سیاسی _ جتماعی از چه اهمیت بالایی بر خوردار است.

با شرو ع بکار دوره ایی جدید از فعالیت های سازمان ، باید حتی المکان در قوام این ساختار در بستری از درایت و عقلانیت کوشید.و این دور از دسترس خواهد بود اگر از فکر وکار جمعی بی بهره بمانیم.

 مهمترین  عامل موفقیت در کار تشکیلاتی و گروهی اولویت دادن به فکر جمعی و کمرنگ نمودن منویات فردی به نفع مجموعه است کاری که با شرح رفته در سطرهای بالا ،از ادوار تحکیم وحدت بیشتر انتظار می رود. یک فرد که خود را در ساختار یک تشکیلات تعریف می کند به خوبی باید بداند که حضور در یک تشکیلات آدابی دارد که مهمترین آن قرار دادن و گنجاندن سلایق فردی در چارچوبی است که اراده ی فرد تحت اراده ایی بالاتر که خواست جمع هست تعریف می گردد و این اراده ی جمع هست که چار چوب ایجاد می کند غیر از این عمل کردن راه به بادیه رفتن است و بس .

 هم قد کردن یک تشکیلات با فرد یا افراد کوچک کردن و تحلیل مجموعه و شروع مرگ تدریجی آن است و این بزرگترین آسیب برای یک تشکیلات است از دیگر سو نباید ویژه گی های خصلتی و فردی را خط قرمز یک  تشکیلات و یا سازمان نمود پس چه بهتر که تاکید مان چون قبل بر مفا هیمی باشد که بیشترین اشتراک نظر بر آن و جود دارد. پس با نگاهی به توانایی ههایی که یک مجموعه مبتنی بر خواست جمعی می تواند داشته باشد و در نظر گرفتن تنگنا های موجود برای فعالیت در جامعه ،باید بر بر مشی جمعی تاکید کرد .

بی شک اگر سازمان اولویت خود را در دوره جدید فعالیت تقویت حرکت بر مدار فکر جمعی  بداند دیری نخواهد گذشت که شاهد بروز پتانسیل های جدید  این مجموعه خواهیم بود . 

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

وقتی  کسالت ول کن ات  نباشه، زندگی آدم، می شه یک زیست نباتی ،کاری از پیش نمی بری حتی اگه خیلی زور بزنی.

جنت المکان شوپنهاور گفته بود :

 بعد از سپری نمودن رنج و رسیدن به آسایش و عافیت ، کسالت به  سراغ آدم میاد اما برای من تجربه ایی تازه است که هم رنج بکشم و هم کسل باشم .....در چنین وضعیتی طبیعی است که وبلاگ نوشتن هم کاری سخت باشه ؛مثل همه ی کار های دیگر .

این هم مطلبی که تقدیم اش می کنم به تمام دوستان آرمانخواه آنان که؛ دنبال کرامت انسان هستند درجامعه ایی:

 برابر ،آزاد، فارغ از برتری جنسیتی ، خاک ،خون و عقیده

راه زیادی نمونده باور کنید !

راه زیادی نمونده !

این هم نشانه ایی از کوتاهی راه برای رسیدن به آنروز :

روزانه شش هزار زن در دنیا ختنه می شوند

 

سازمان بهداشت جهاني اعلام كرد: سالانه دو ميليون و روزانه 6 هزار دختر در جهان ختنه مي‌شوند.

به گزارش خبرنگار «زنان» ايسنا از دلايل موجه جلوه دادن ختنه دختران، مفيد بودن آن از نظر بهداشتي ، كمك به سلامتي، پيدا كردن روح پاك، زيبايي بدن دختر ، كنترل تمايلات جنسي تا قبل از ازدواج بر اساس سنت قديمي آفريقايي ــ آسيايي ، نگهداري باكرگي دختران جوان تا زمان ازدواج، تامين لذت جنسي بيشتر براي مردان و نگهداشتن رسم و رسوم نسلهاي گذشته از سوي اجراكنندگان اين رسم عنوان شده است.

سازمان بهداشت جهاني نيز مثله كردن تمام يا بخشي از اندام تناسلي بيروني زنان يا هر گونه صدمه‌اي به ارگانهاي تناسلي آنها را به هر دليل (فرهنگي، بهداشتي، پزشكي) ختنه تعريف كرده است.

ختنه در واقع قطع ناحيه‌اي از آلت تناسلي زن به نام كليتوريس است كه با قطع آن حس زنانگي در آنها از بين رفته و زن تا پايان عمر از دريافت لذت جنسي محروم خواهد ماند.

عمل ختنه توسط افراد مسن و قابله‌ها در روستاها يا مناطق دور افتاده انجام مي‌گيرد. دايه و يا ماماي محله در شرايط كاملا ابتدايي (با وسايل غير بهداشتي ، شيشه، چاقو، سنگ نوك تيز و ...) بدون استفاده از هيچ دارويي بيهوشي اين عمل را انجام مي‌دهد.

روش ختنه به چند صورت انجام مي‌گيرد كه سختگيرانه‌ترين آن ختنه سوداني است. در اين روش كليتوريس به كلي برداشته مي‌شود و دهانه مجراي تناسلي،‌ در هنگام ازدواج و زايمان باز مي‌شود و هنگامي كه زن شوهر خود را از دست مي‌دهد مجددا بسته مي‌شود. اين راه به عقيده معتقدان به اين سنت، اصلاح خردمندانه براي تضمين باكر‌گي دختر و ارتباط نداشتن او با هيچ مرد ديگر تا زمان ازدواج يا بعد از فوت شوهر است.

سازمان بهداشت جهاني بر غيرمذهبي بودن انجام اين عمل تاكيد كرده است. همچنين در هيچ يك از كتب آسماني، ختنه زنان توصيه نشده و اگر سوابق سنتي آن را در جوامع بررسي كنيم، دليل اين عمل اين گونه عنوان شده است كه شهوت زنان بايد از بين برده شود و دختران با ختنه به نجابت و پاكي مي‌رسند.

از جمله عوارض ختنه زنان بايد به آسيب‌رساني به مجراي ادرار، عفونتهاي خوني،‌ ايدز ، يرقان، تشكيل كيست و دمل در ناحيه مجاري ادرار و يا دهانه مجراي تناسلي، خونريزي، ايجاد شوك و حتي تلف شدن فرد به دليل استفاده از وسايل غيربهداشتي و استفاده نكردن از داروهاي موضعي، عفونتهاي مزمن يا متناوب مجراي ادرار و لگن، خطر عقيم شدن زنان ، افسردگي ، سردمزاجي ، كاهش ميل جنسي، تجربه نكردن ارضاء جنسي ، قطع قائدگي ، جمع شدن خون قائدگي در شكم و يا به تاخير افتادن و سختي دوران قائدگي و حتي مرگ دختران اشاره كرد.

طبق آخرين آمارهاي سازمان بهداشت جهاني بيش از 160 ميليون نفر از زنان در بيش از30 كشور آفريقايي ــ آسيايي ختنه مي‌شوند.

بر اساس آمار يونيسف، بيش از 2 ميليون دختر در سال ختنه مي‌شوند و روزانه 6 هزار دختر در جهان ختنه مي‌شوند.

ختنه دختران عموما در سنين 5 الي 21 سالگي صورت مي‌گيرد و در اين سن كودك به علت آن كه با چشم خود تمامي مراحل ختنه را نظاره‌گر است، شديدترين ضربه روحي و رواني را متحمل مي‌شود.

ترس از آينده و محيط اطراف و عدم اطمينان و امنيت از جمله مواردي است كه كودك با آن روبروست چرا كه نزديكترين شخص به او يعني مادر خود را شاهد تماشاي اين شكنجه جسمي مي‌بيند.

منبع : کانون زنان ایران

 

 

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

لنگیدن دنیا

يه جاي این دنيا که می بینم ،می لنگه!

 فقط من می بینم که می لنگه،

 نه نه، دنیا بی شرم تر از آن شده ،چیزی به روش بیاره

چه برسه به لنگیدن !!

 شاید گیج بزنه ولی ...

 بی عار راهش را میره،

 لنگیدن ؟!!

اصلا بهش نمیاد،

ولی من خودم دیدم، 

 حس اش کردم،

 بهتر از دیدن!

 نمي دونم کجا ؟

 نزديک نزديک و نه خيلي دور،

 اما پرت و کنار،

آره ،دل من هم یه کم گرفته

 نمی دونم دلتنگی ام بخاطر لنگیدن دنیا است،

 یا نه،

 لنگیدن دنیا به خاطر دلتنگی منه ؟

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

وقتی بد بختی میهمان که نه، صاحب خانه ات  می شود

دوستی در وبلاگش تجربه ی شخصی اش را از انسانهای در تنگنای زندگی ، نوشته بود انسانهایی که به وفور در اطراف ما هستند و به تکرار ،زیاد می بینیمشان؛ آنقدر زیاد که دیگر بخشی از درک و عادت روزانه ی ما شده اند، انسانهای  بی چاره ایی که ؛محصول نا برابری حاکم در جوامع اند، نه اینکه خاص ایران هم باشند در  سراسر این کره ی خاکی پراکنده اند هر کسی هم اگر خودش یکی از اینان نباشد قطعا به تناسب با این دست از انسانها بر خوردی داشته است .

نوشته ی این دوست انگیزه ایی شد تا من هم یکی از  تجربه های  شخصی ام را از این دست  هم نوعان بنویسم تا علاوه بر یاد آوری به خودم ،به  بی دردی هم عادت نکرده باشم .

پیر زنی روستایی که دختر نوجوانش را برای ترمیم دندان به مطب من آورده بود  برای منشی مطب تعریف کرده بود که چهارتا بچه دارد و از بین  ابن بچه ها، فقط این یکی سالم است و سه تای دیگر بیماری قند دارند ،ساکن روستا بودخوش صحبت بود و خنده رو ، با شرح مختصر زندگی اش ،بلاهت بود اگر این را به  عافیت و آسایش او  و خانواده اش ربط می دادیم، شکستگی و و چروک صورت پیرزن روستایی ، حدیثی مفصل از بد بختی و فلاکت را روایت می کرد .

شاید به قولی؛ چون کارش  از گریه گذشته بود ،می خندید.

بعد از آن چند وقت و چند بار دیگر هم  برای انجام کار مراجعه کرد آخرین بار ی که آمد چند روزقبل بود که با خودش یکی از بد بختی های مجسم روزانه اش را هم آورده بود:

پسر سی ساله ی دیابتی اش که دچار  آبسه دندانی شده بود ، پسری که به گفته پیر زن ؛روزانه دوبار انسولین تزریق می کرد.

 بیماری قند آنقدر عرصه را بر مرد جوان تنگ کرده بود  که چشمانش را از دست داده  و بر اثر بیماری کلیه اش آسیب دیده بود ،کنترل ادرار هم نداشت چون مثانه اش از کار افتاده بود و  برای همین   کنار ساق پایش کیسه ایی تعبیه کرده بودند .

پیرزن بازهم می خندید انگار بی عار شده بود و بی درد ؛در برابر این همه درد و  بیداد زمانه

پبرزن ساکن روستا بود و تعریف می کرد نه اینکه بنالد، وضعیت خود و خانواده اش را تو ضیح می داد و روزانه هایی را که چگونه می گذرانند  ،پیرزن بیشتر از غم نان، غم دارو داشت که قوت لا یموت  فرزندانش بود

پیرزن تحت پوشش کمیته امداد بود و ماهی پانزده ،بیست هزار تومان مستمری می گرفت که قطعا جوابگوی یک زندگی آبرومندانه و راحت ، در جامعه با ثبات ما هست !! 

پیرزن می خندید با دندانهایی که یک در میان بودند و نبودند، از همسری می گفت که نه نان آور که خود نان خوری تمام عیار است چون او هم توان کارکردن ندارد !!

از دو فرزند بیمار دیگرش تعریف می کرد  و باز یاد آوری ام کرد که تنها فرزند سالم اش ،همان دختری است  که دندانش را چند وقت پیش من درست کرده بودم.

و تازه فهمیدم که بین این همه درد ،چرا دندان دختر نو جوانش را ترمیم می کرد،در جامعه ایی که میان بی شماره درد و معضل  ؛سلامت دندان اولویتی نیست و کاری لوکس و بی دردانه به حساب می آید

اشارات دیگر :

- سرنوشت پرونده پزشک جوان زهرا بنی یعقوب همچنان در ابهام

-بازداشت ها ادامه دارد

-دلارام علی را به حبس می برند

-در این گیر و دار تحکیمی ها و دانشجویان چپ پدر از هم در می آورند

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

                                در بی خبری دشت

ابر پيامي آورده بود؛

 از دور دست های  خیلی دور،

از سبزه ی پریشان در آغوش برف،

دشتهاي سبز،

 نرگس سر به زیر ،همجوار برف

شقایق های سرخ،

نسترن های سفید،

بیداد  بابونه،

و طراواتهای نشکفته.

و ابر؛

پیشگوی بهاری که می آید،

فریاد  زنان،

نمی آب ،بر صورت خاک غش کرده  می زند،

به هشياري مي خواند ش:

ای خاک!

 رفیق باور های خوب !

شکوفه ی هزار  بهار در دل توست،

اي خاک!

 میراث دار شرف سربداران،

هزار دانه ي نشکفته

آغوش گرم تو را به لالایی نشسته اند.

۸۶/۷/۳۰

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

3ميليون و 355 هزار كودك در صنعت روسپيگري جهان

فقر تورم و نيروهاي افسارگسيخته بازار، فقدان سياست‌هاي رفاهي و حمايتي تعادل در مناسبات كودكان و خانواده‌ها را به هم زده به شكل‌گيري و تداوم روابط آزاردهنده اقتصادي و استثماري بين كودكان و خانواده‌ها‌ي ناتوان شده و سودجويان بازار و پرتاب شدن كودكان در روابط اقتصادي و بهره‌كشانه بازار منجر مي‌شود كه نتيجه آن رها شدن ميليون‌ها كودك به خيابان‌ها و روي آوردن آنها به اشكال مختلف كار و بردگي است. بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد در جهان در حال حاضر 352 ميليون كودك مشغول به كار هستند؛ 246 ميليون كودك كارگر، 175 ميليون در شكل‌هاي كار اجباري و خطرناك و استثماري به كار گماشته مي‌شوند. 4/8 ميليون كودك به بردگي گرفته مي‌شوند و بررسي‌هاي ديگر حاكي از وجود 135 ميليون كودك خياباني در جهان است.

يكي ديگر از ابعاد منفي جهاني شدن كه به ويژه با شكل‌گيري سرمايه‌داري اطلاعاتي و جامعه شبكه جهاني با توسعه فناوري‌هاي نوين اطلاعات و ارتباطات گسترش يافته است شبكه‌هاي فاسد اقتصاد جنايي است. گسترش مهاجرت‌هاي بين‌المللي در اثر تشديد فقر و منازعات نظامي در كشورهاي فقير و كالايي شدن بدن زنان و كودكان و صنعتي شدن تجارت و توريسم جنسي و شبكه‌هاي منحط هرزه‌نگاري در مقياس ملي، منطقه‌يي و بين‌المللي با مكانيسم‌هاي تجاوز، خشونت و قاچاق زنان و كودكان از كشورها و مناطق فقير اروپاي شرقي، آسياي جنوب شرقي و امريكاي لاتين و انتقال آنها به «مناطق داغ» مادرشهرهاي كشورهاي مركز بخش عمده‌يي از مازاد اقتصاد سرمايه‌داري كازينويي را تشكيل مي‌دهند. جهاني شدن سرمايه‌داري امروز به «كالايي شدن» بي‌مانند وجودهاي بشري در تاريخ نياز دارد.

طي سي سال دگرگوني بسيار فاجعه‌بار، تجارت جنسي به صنعتي شدن، مبتذل شدن و انتشار پرحجم آن در مقياس جهاني انجاميده است. اين صنعتي شدن همزمان قانوني و غيرقانوني كه ميلياردها دلار درآمد به بار مي‌آورد بازار مبادله سكس را رونق داده كه در آن ميليون‌ها زن و كودك به كالاهايي با مشخصه سكس تبديل شده‌اند. اين بازار توسعه‌يافته پرحجم روسپيگري (مخصوصاً در نتيجه حضور نظاميان درگير جنگ يا اشغال سرزمين‌ها به ويژه در كشورهاي تازه صنعتي شده از توسعه بي‌سابقه صنعت توريسم، پيشرفت و عادي‌سازي هرزه‌نگاري، بين‌المللي شدن ازدواج‌هاي هدايت شده در فضاي سايبر و غير از آن و همچنين نيازهاي انباشت سرمايه به وجود آمده است. امروزه اين صنعت كه در يك بازار جهاني گسترش يافته و همزمان سطح محلي و سطح منطقه‌يي را يكپارچه مي‌سازد به نيروي اقتصادي افسارگسيخته تبديل شده است. روسپيگري و صنعت‌هاي جنسي مرتبط با آن- ميكده‌ها، باشگاه‌هاي رقص، روسپي‌خانه‌ها، سالن‌هاي ماساژ، مزون‌هاي توليد هرزه‌نگاري و...- روي اقتصاد زيرزميني پرحجم تكيه مي‌كنند توسط پااندازهاي مرتبط با جنايت سازمان‌يافته كنترل مي‌شود و به نيروهاي نظم فاسد سود مي‌رساند. زنجيره‌هاي هتل‌داران بين‌المللي، شركت‌هاي هوايي و صنعت توريسم وسيعاً از صنعت تجارت جنسي سود مي‌برند و به دولت‌ها نيز از اين بابت سود مي‌رسانند.

يك ميليون كودك هر سال وارد صنعت تجارت جنسي مي‌شوند

واقعيت اين است كه روسپيگري به استراتژي توسعه برخي از كشورها تبديل شده است زير فشار استرداد وام، بسياري از دولت‌هاي آسيا، امريكاي لاتين و آفريقا از جانب سازمان‌هاي بين‌المللي چون «صندوق بين‌المللي پول» و بانك جهاني به توسعه صنعت توريسم و تفريحي تشويق شده‌اند. در هر يك از اين موارد پيشرفت اين بخش‌ها به جهش صنعت توريسم جنسي ميدان داده است. در سال 1998 سازمان بين‌المللي كار برآورد كرد بين 2 تا 14 درصد مجموع فعاليت‌هاي اقتصادي تايلند، اندونزي، مالزي و فيليپين را اين صنعت تشكيل مي‌دهد.

تمام اقتصاد سياسي روسپيگري و معامله زنان و كودكان را بايد بر پايه تحليل نابرابري‌هاي ساختاري اقتصاد جهاني، توسعه نابرابر و سلسله‌مراتبي بودن مناسبات كشورهاي مركز و كشورهاي پيراموني تحليل كرد. در اين اقتصاد سياسي، پيكرهاي زنان و كودكان كشورهاي حاشيه و جنوب، كالاهايي به مثابه ثروت و خدماتند. طبق برآورد يونيسف يك ميليون كودك هر سال وارد صنعت تجارت جنسي مي‌شوند. صنعت روسپيگري كودكان از 400 هزار كودك در هند، 75 هزار كودك در فيليپين، 800 هزار كودك در تايلند، 100 هزار كودك در تايوان، 200 هزار كودك در نپال، 100 تا 300 هزار كودك در ايالات متحده امريكا و نيز 500 هزار كودك در امريكاي لاتين بهره‌برداري مي‌كند. برآورد شده در چين بين 200 هزار تا 500 هزار كودك روسپي وجود دارد و در برزيل برآوردها بين 500 هزار تا 2 ميليون در نوسان است. سي درصد از روسپي‌هاي كامبوج كمتر از 17 سال سن دارند. طبق برآورد‌هاي انجام شده طي يك سال يك كودك روسپي خدمات جنسي‌اش را به دو هزار نفر مي‌فروشد. متاسفانه برخي آمار ارائه شده در مطبوعات حاكي از اين است كه كشور ما نيز در معرض تهديد شبكه‌هاي قاچاق كودكان و زنان به كشورهاي حوزه خليج فارس قرار دارد. در آغاز دهه پنجاه صنعت هرزه‌نگاري ابداع شد و رو به گسترش نهاد.

در ايالات متحده امريكا محل فيلمبرداري ويدئويي هرزه‌نگاري يك بازار 5 ميليارد دلاري در سال را در ختيار دارد. هرزه‌نگاري كودكانه يا تقريباً كودكانه روي اينترنت 4/48 درصد همه انتقال‌هاي راه دور پايگاه‌هاي تجاري براي بالغ‌ها را تشكيل مي‌دهد. اين هرزه‌نگاري از كودكان نوباوه تا سه ساله استفاده مي‌كند. هرزه‌نگاري در حقيقت، روسپي‌سازي پندارهاي جنس مذكر است. اين هرزه‌نگاري، زنان را نوبالغ و كودكان را از حيث جنسي بالغ نشان مي‌دهد.

اين فوران صنعت توريسم جنسي با جنگ‌ها و حضور نظامي كشورهاي مركز در حاشيه‌ها ارتباط تنگاتنگي دارد. چنان كه صنعت پرحجم روسپيگري در جنوب شرقي آسيا به علت جنگ ويتنام، توقف نظاميان در ويتنام، تايلند و فيليپين پيشرفت زيادي كرد. امروزه نيز طبق برآوردها بالغ بر 18 هزار روسپي جوان در خدمت 42 هزار نظامي ايالات متحده كه در كره جنوبي مستقرند قرار دارند. واقعيت‌هاي مذكور نشان مي‌دهد ايجاد پايگاه‌هاي نظامي كشورهاي مركز در كشورهاي پيراموني به استثمار جنسي و ايجاد پايگاه‌هاي تجارت جنسي در كشورهاي حاشيه منجر مي‌شود.

بوفالو 350 دلار، هر كودك 12 تا 45 دلار

قاچاق و تجارت انسان نيز به عنوان يكي از اشكال نوين برده‌داري در هزاره سوم در مناسبات اقتصادي كه در آن انسان به عنوان كالايي قابل مبادله مورد استثمار قرار مي‌گيرد همچنان وجود دارد. سالانه بين 600 تا 800 هزار انسان مورد تجارت قرار مي‌گيرند كه از اين مقدار 80 درصد زن هستند و 50 درصد از آنان را هم كودكان دختر تشكيل مي‌دهند. (به نقل از سايت كودكان مقدمند 26/1/86) در مناسبات كالايي شده و مبتني بر سلطه و استثمار، انسان‌ها از جمله فقرا، زنان و كودكان بيشتر، ارزان‌تر و راحت‌تر از همه مبادله و استثمار مي‌شوند. به عنوان نمونه بنا به گزارش رويترز قاچاقچيان در هند كودكان را با قيمتي پايين‌تر از حيوانات خريد و فروش مي‌كنند. (بوفالو بيش از 350 دلار و هر كودك 12 تا 45 دلار) كارشناسان تخمين زده‌اند 40 تا 50 درصد قربانيان قاچاق انسان را در هند كودكان تشكيل مي‌دهند و از اين ميان كودكان بيشتر در كارهاي كشاورزي، خانه‌داري، صنعت فرش يا تبليغات جنسي استفاده مي‌شوند. (به نقل از سايت كودكان مقدمند 17/1/86) همچنين براساس گزارش سازمان جهاني كار (ILO) در سال 2000، 8/1 ميليون كودك براي فحشا و هرزه‌نگاري مورد استثمار قرار گرفته‌اند و 2/1 ميليون كودك هم قرباني قاچاق انسان شده‌اند. (به نقل از گزارش كارشناس مستقل سازمان ملل در زمينه خشونت عليه كودكان) بيشترين ميزان قاچاق از مسير ايران به افغانستان، پاكستان و امارات متحده عربي است. در قاچاق دختران و زنان، قاچاقچيان در استان‌هاي شرقي كشور دختران خانواده‌هاي بي‌بضاعت را خواستگاري كرده، پس از عقد به خانه‌هاي فساد و شهرهايي مانند كويته، كراچي و... مي‌فرستند. دختراني كه به امارات متحده قاچاق مي‌شوند بين 10 تا 16 سال سن دارند. (به نقل از ايرنا 30/11/85)

منبع:انجمن حمایت از حقوق کودکان

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

داد خواهیم این بیداد را

                                          مطلبی از وبلاگ واهمه، در باره مرگ مشکوک خانم دکتری جوان در ستاد امر به معروف ونهی از منکر شهر همدان .

http://vaheme.persianblog.ir/

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۳:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

اینم یه غروب از همدان والوند آن

 

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

آب نطلبیده ....

می خواستم مطلبی بنویسم ؛ در مورد مواضع جدید آقای خامنه ایی که در دیدار با جمعی از دانشجویان در تاریخ چهارشنبه 18 مهر بیان شده بود و اینکه حمایت خاص ایشان از دولت احمدی نزاد ،چه تو جیهی می تواند داشته باشد ؟! اما دیدن  جمله زیر در بالای یک وبلاگ که به نظرم قشنگ اومد ،موجب شد فعلا به همین اکتفا کنم چرا ؟ نمی دانم  !!

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست ...... گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند
 
بقیه هم برای بعد...


تکمله اینکه: باید بگویم هیچ ارتباط موضوعی بین این دو قسمت و جود ندارد  !!!

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

وقتی رذیلت ،فضیلت می شود

 محمود احمدی نزاد،د در سخنرانی ها و مصاحبه های مطبوعاتی و تلویزیونی خود در آمریکا با کلی انکار و ادا و اطوار ،ایران را آزادترین کشور جهان می نامید .کشوری  که؛ مخالفان به آسانی انتقاد و اعتراض می کنند و مسوولان را بدون ترس از عقوبت عمل، به چالش می کشند البته ایشان برای احترام به کشورهای دیگر که کمکی آزادی در آنها اعمال می شود یک درجه کوتاه آمدند و صفت آزادی را اینطور برای ایران بکار بردند : ایران آزادترین کشور جهان است و اگر در این زمینه بی نظیر نباشدلااقل، کم نظیر است .

و امروز این مدعی بزرگ را انگار لای پتو پیچیده بودند و به دانشگاه تهران  آوردند  با آن تدابیر و ملاحظات خاص تا حرمت آزادی جریحه دار نشود!! .

در در این میان 

 باز هم صدای دانشجو یان آزاده بود که؛

 چهره آن فضیلت های دروغین و آن دروغهای پر فضیلت را،رسوا به دنیا نمایاند

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۳:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

               شبا هتهای هاشمی رفسنجانی و محمد قوچانی    

بطور دقیق نمی دانم چه سالی بود(فکر می کنم بعد از اعتراضات خرداد ۸۲ در دانشگاهها  ) اما به یاد دارم که در یکی از تریبونهای نماز جمعه آقای هاشمی رفسنجانی عصبانیت خود از دانشجویان معترض را با عبارت ؛عده ایی سوسول، نشان داد

اینبار محمد قوچانی که همیشه دستی در قیاس زمان ،مکان و شخصیت ها دارند در سر مقاله شماره  ۱۹ هفته نامه شهروند  به مانند هاشمی رفسنجانی در تقسیم بندی، بخشی از جریان چپ فعال شده در دانشگاههارا تحت عنوان؛سوسول سوسیالیسم، تقسیم بندی می کند ،اصطلاح ثقیلی که برای فهم بیشتر آن باید منتظر ماند تا در و یرایش جدید فرهنگ اصطلاحات سیاسی داریوش آشوری شرحی بر آن نوشته شود.

خلاصه، کاش!! قوچانی با آن قلم اش که گاه همانند چماق در دست او می چرخد؛سر می شکند و استخوان قلم می کند ( مثلا، بلایی که یکطرفه بر سر مخملباف در شماره ۱۸این نشریه  آورد ) به این بهانه   متنی هم از شباهتها و تفاوتهای خود و هاشمی می نوشت. تا روحیات خود را در پردازش طنز هم به نمایش گذاشته باشد.

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

گلاویز با شب تا سپیده

شروع می کنم به نوشتن از شب تا سپیده و از سپیده تا شب ،

گلاویز با شب می مانم ،

تا سپیده شاید ریش سپیدی کند ،

و  من را از شب بگیرد،

آنچنان که به شب سپرده بود،

و من می دانم ؛

در روشنایی فرداها باز دلتنگ عربده بر هیچ کشیدن خواهم ماند،

و بر سپیده تکیه خواهم کرد

نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



 

این وبلاگ متعلق به فخرالدين حيدريان می باشد
نویسنده : فخرالدين حيدريان در ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ مهر ،۱۳۸٦
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس